- دیشب آماده کلی حال داد. اصلا پیش نکشیدن.
- برعکس شده.
- آره. گفتیم تا صبح همه بیدارن. هی می یان سراغمون.
- بیدار بودی؟
- نه. اولین سالی بود که بی اهمیت گذشت.
- دوست داشتی با اهمیت بود؟
- همیشه همینطور بوده.
- بت پرستها هم همیشه بت می پرستیدن.
- شبی بود که قرآن نازل شده.
- احتمالا.
- احتیاط شرط عقله.
- قرآن هزار و چهارصد و چند سال قبل نازل شده.
- سالگردش بود.
- الان چه نسبتی با همین ساعت و روز سال قمری قبل داره؟
- سالگردشه.
- خب چرا واسه همچین شب مهم و پربرکتی روزگرد و هفته گرد و ماه گرد نمی گیرید؟
- چون خیلی تکراری می شه. لوث می شه.
- خب قرن گرد بگیرید که همه حسابی قدرش رو بدونن. هزاره هم خوبه!
- فراموش می شه.
- یعنی اگه هزاره بگیرید شب قدر هزار سال یه بار تکرار می شه؟؟؟
- . . .
- برای خدا شب و روز و سال و ماه و هفته مفهومی نداره. داره؟
- نه.
- پس چرا این شب با شبهای دیگه فرق داره؟
- چون قرآن نازل شده.
- برگشتیم سر خونه اول. قرآن هزار و چهارصد و چند سال قبل نازل شده.
- سالگردشههههههه.
- باشه قبول. اما چه دلیلی داره خدا امشب درهای رحمتش رو بیشتر باز کنه؟
- چووون قرآآآآآن ناززززززل شدههههههه.
- یه جور دیگه می پرسم: چرا خدا بعد از این شب بعضی از درهای رحمتش رو به روی بنده هاش می بنده؟ تا جایی که می دونم رحمت خداوندی بیکرانه و بی قید و شرط و منت.
- . . . شاید واسه اینکه به این شب و وقایعش توجه بیشتری بشه و شناخته بشه.
- آدم اول نسبت به دین شناخت پیدا می کنه، بعدا می ره سراغ شبهای خاص و عبادات اون.
- نه. کسانی هستن که بی دین یا غیر مسلمان بودن و این شبها حاجت خواستن و گرفتن.
- روزها و شبهای دیگه هم خیلی ها خیلی چیزها خواستن و گرفتن.
- . . . حتما یه چیزی بوده که اینطور شده.
- قرآنی که می خونی همه جا نوشته در همه چیز تدبر کنید.
- می کنم. از اهلش هم می پرسم. حتما جوابی داره.
- . . .
- چون نمی دونی بهش اعتقاد نداری؟
- می دونم.
- خب، به منم بگو.
- نمی تونم.
- نمی دونی. اگه می دونستی بهش عمل می کردی.
- می ترسم.
- از چی؟
- به هم بریزی.
- یعنی باور اشتباهیه؟
- نه.
- پس چی؟
- نمی دونم کجایی.
- تو کجایی؟
- نمی دونم.
- چه تفاهمی . . .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------