دارم موسیقی متن فیلم ساعتها (The Hours) رو گوش می دم. از اون فیلمهای مورد علاقه منه. شاید اگه یه بار دیگه فرصت بشه نگاش کنم بتونم بگم چرا.

ماهها قبل، از طریق بچه های شرکت با بازی WarCraft آشنا شدم. خیلی ازش تعریف می کردن. اما به نظر من جذابیت چندانی نداشت. به همین خاطر بهش می گفتم قارچ خور پیشرفته! اما چند وقتی می شه که منم به جمع هوادارانش اضافه شدم. بیخود نیست که می گن چوب خدا صدا نداره!!! یه بازی استراتژیک که البته هنوز چندان چیزی ازش بلد نیستم.

وقتی این بازی رو انجام می دم، بیشتر از یک ساعت همه فکر و ذکرم همین می شه. دیروز بود که وقتی بازی تموم شد، تازه کم کم صدای تلویزیون رو شنیدم که مامان و بابا داشتن نمایش مورد علاقشون رو تماشا می کردن! بدجوری رفته بودم تو بحر بازی. یهو یاد یه چیز خنده دار افتادم: خیلی کم پیش اومده که وقتی الله اکبر نماز رو می گم، حواسم فقط و فقط روی نمازم متمرکز شده باشه!!! مثل بعضی ها اهل نگاه کردن به اینور و اونور نیستم. اما فکرم همه جا هست، الا جایی که باید باشه.

چقدر خوبه که خدا مثل ما آدمها نیست.

راستی . . . یکی از بچه ها دیشب خواب منو دیده. ظاهرا قاطی مرغها شده بودم! اونم با کلی ریش، مثل الانم. اولش به ذهنم رسید که قراره برم اون دنیا!!! اما این فرضیه از طرف دوستان رد شد. چون اولا خواب عروسی نبوده. دوما، از یکی شنیدم اگه اونطوری باشه، عروس خانم می ره اون دنیا، نه شادوماد!!! اگه این حرفها درست باشن، به طور حتم خواب عروسی نبوده. چون اگه بوده، بر اساس نظرات اعلام شده عروس خانم قراره بره اون دنیا. اگه قراره بره اون دنیا، پس چطوری می شه عیال بنده؟؟؟ یعنی قراره اول ازدواج کنیم بعد بره اون دنیا؟ خب اونطوری باشه من عمرا ازدواج کنم. دستی دستی دختر مردم رو به کشتن می دم!!! فعلا که کسی خواب عروسی واسم ندیده. هر وقت دیدن روش فکر می کنم.

الان باید خیالم راحت باشه، که فردا صبح از خواب بیدار می شم؟؟؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سه شنبه، 8 بهمن ماه 1387، ساعت 21:36 - c.p.a
پنجشنبه، 10 بهمن ماه 1387، ساعت 00:35 - مسافر
سلام
اولش کلی خندیدم اما خدا بگم چی کرات نکنه مسعود
اتفاقا یکی از برو بچ خواب دیده که...
نگرانم کردی
ای بابا
آخه به اینم میگن تعبیر!!!!!
عجب
دعا کن خدا حواس ما رو هم جمه کنه تا لااقل وقتی سال به سال میخوایم یه سلامی بهش بدیم فکرمون هم باهاش باشه
یا حق
پنجشنبه، 10 بهمن ماه 1387، ساعت 10:26 - مسعود اقدسی فام
علیک سلام
منو باش خیال کردم نگران منی.
نگو عمی دردی دییر، زمی دردیدی.
در ضمن من معبر خواب نیستم. هر چی شنیده بودم گفتم.
جمعه، 11 بهمن ماه 1387، ساعت 08:50 - سعیده
سلام خوبی ؟
خدایی کجای این WarCraft جذابه که این همه وقتت رو روشش می ذاری؟
تو شرکت بس نیست که می ری خونه هم بازی می کنی ؟
بازم صد رحمت به قارچ خور ......
بعدشم فکر کردی می خوای ازدواج کنی ؟ آخه کدوم دختری می خوان خودشو بدبخت کنه ؟
از دوستام پیگیر می شم اگه کسی؟؟؟!!! قصد داشت بدبخت شه بهت خبر می دم خب ؟؟؟(منظورمو که فهمیدی؟)
آخیش حرفام تموم شد
چقدر سخته فارسی تایپ کردن

مواظب خودت باش
بای تا های
جمعه، 11 بهمن ماه 1387، ساعت 10:53 - مسعود اقدسی فام
سلام بر آبجی عزیزم
من خوبم، تو خوبی؟
والا اینطور بازیها استراتژیک هستن و بیشتر بحث فکر روی پیشبرد اهداف مهمه. البته من که زیاد چیزی ازش بلد نیستم. چندان هم راغب نیستم خونه بازی کنم. اولش که آدم با چیزی آشنا می شه، ممکنه کمی جوگیر شه و هی بخواد بره سراغش. منم اینطوری شدم.
در مورد بحث ازدواج و این حرفها هم . . . تو که می گی خواهر شوهر خوبی هستی واسه زن داداشات. حالا ببینیم واسه اینیکی داداشت چیکار می کنی. یه بار ایشیمیز توشدی سنه باااااااا.
در مورد تایپ فارسی هم، خیلی خیلی ممنون که رعایت حال من و سایر دوستان رو کردی.
جمعه، 11 بهمن ماه 1387، ساعت 17:40 - زهره
سلام.
اگه خبری از عروسی باشه،منم دعوتم؟!
پیشاپیش تبریک.
جمعه، 11 بهمن ماه 1387، ساعت 20:38 - مسعود اقدسی فام
سلام زهره جان
اگه ازدواج کنم و عروسی بگیرم و شما هم در دسترس بودی (خدا رو چه دیدی؟ شاید مثلا کانادا ازدواج کردم!!! اونوقت باید کانادا باشی. ) حتما دعوتت می کنم.
البته نباید فراموش کنیم که باید با عیال محترم هم در مورد مهمونا مشورت کنم. یعنی در واقع هر چی ایشون بگن.
یکشنبه، 13 بهمن ماه 1387، ساعت 11:19 - زهرا
سلام
ای بابا ! چه حرف ها می زنی هاااا ؟!
خیلی جهاشو خوب اومدی ! ولی زیادیشو بد اومد ی
نترس بابا ! بالاخره یکی واست یه خوابی میبینه که حتما تعبیرش همون میشه !
اصلا ولش کن خوابو . خواب ، خوابه دیگه . راستی من هفت تا عروس واست دیدم لاغر که هفت تا عروس چاق دیگه رو دنبال میکردند . تعبیرش چیه به نظرت ؟؟؟
یکشنبه، 13 بهمن ماه 1387، ساعت 11:21 - زهرا
ببین تقصیر من نیستااااااا !
غلط املایی هامو به عینکی بودن چشاتون ببخشید . (سطر 2: جاهاشو )
یکشنبه، 13 بهمن ماه 1387، ساعت 15:59 - مسعود اقدسی فام
سلام عرض کردیم.
والا اگه بخوایم با حرف بزرگترها پیش بریم جلو، خواب زن جماعت چپه! و با توجه به اینکه هم اون خواب و هم این خواب رو دو بانوی عزیز دیدن، پس نتیجه می گیریم که زیاد نباید جدی بگیریمشون.
اگه که نه، خب شاید خواب شما معنیش این باشه که من قراره هفت تا عیال با مرام و خوب و ناز و مهربون بگیرم. بعدش هم هفت تا از اونهایی که خون آدم رو تو شیشه می کنن!
سه شنبه، 15 بهمن ماه 1387، ساعت 19:15 - zahra
جمعه، 25 دی ماه 1388، ساعت 19:45 - sonia
مثه اینکه خواب من باعث خیلی اتفاقات شده و من بی خبر موندم...
اگه میدونستم زودتر خدمت می رسیدمو کل جریان رو براتون تعریف می کردم تا مسعود خان، دچارزهیچ شک و شبه ای نشن
در هر حال بی خیال خوابا که تعبیرشون تاثیر بدی می تونه داشته باشه.
ولی چه در خواب و چه در بیداری شیرینی ما یادت نره آقا
شنبه، 26 دی ماه 1388، ساعت 15:58 - مسعود اقدسی فام
بله، چه جورم!
یکشنبه، 27 دی ماه 1388، ساعت 16:28 - sonia
نام:  
پست الکترونیک:  (خصوصی)
وب سایت:

متن پیام:

 

 [حذف مشخصات]
کد تصویری: