توان صبر کردن

برای رودرروئی با آنچه باید روی دهد

برای مواجهه با آنچه روی می دهد

 

شکیبیدن

گشاده بودن

تحمل کردن

آزاده بودن

 

از کسی نمی پرسند چه  هنگام می تواند خدا نگهدار بگوید

از عادات انسانیش نمی پرسند

از خویشتن نمی پرسند

زمانی

به ناگاه

باید با آن رو در روی آید

تاب آورد

بپذیرد

وداع را

درد مرگ را

فرو ریختن را

تا دیگر بار

بتواند که برخیزد

 

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم

پیش از آن که پرده فرو افتد

پیش از پژمردن آخرین گل

برآنم که زندگی کنم

برآنم که عشق بورزم

برآنم که باشم

در این جهان ظلمانی

در این روزگار سرشار از فجایع

در این دنیای پر از کینه

نزد کسانی که نیازمند منند

نزد کسانی که نیازمند ایشانم

کسانی که ستایش انگیزند

تا دریابم

شگفتی کنم

باز شناسم

که ام

که می توانم باشم

که می خواهم باشم

تا روزها بی ثمر نماند

ساعتها جان یابد

و لحظه ها گرانبار شود

 

هنگامی که می خندم

هنگامی که می گریم

هنگامی که لب فرو می بندم

در سفرم به سوی تو

به سوی خود

به سوی حقیقت

که راهیست ناشناخته

پرخاک

ناهموار

راهی که باری

در آن گام می گذارم

که در آن گام نهاده ام

و سر بازگشت ندارم

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سه شنبه، 14 مهر ماه 1388، ساعت 21:21 - c.p.a
خیلی قشنگ بود.ممنون
چهارشنبه، 15 مهر ماه 1388، ساعت 11:08 - آرزو
اونجا خود كشي نكنيا انقد تو فكر مرگي بچه جون

توان صبر كردن
پنجشنبه، 16 مهر ماه 1388، ساعت 20:07 - زهرا
سلام.
ممنون از اين متن خيلي تاثيرگذار.
اما فكر نمي كني 18 شهـــــــــــــــــريو ر مي نوشتي نه حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نام:  
پست الکترونیک:  (خصوصی)
وب سایت:

متن پیام:

 

 [حذف مشخصات]
کد تصویری: