خیلی سعی کردم از تهران و حال و هوای اونجا چیزهایی بنویسم. اما نشد که نشد. یعنی اینقدر حرف برای گفتن هست که آخر سر ترجیح دادم هیچ کدوم رو ننویسم! فقط اینکه بر اساس گفته های مسئولین حداکثر دو هفته از دوره آموزشی آشنایی با رسته اداری پرسنلی (آجودانی سابق) باقی مونده و بعد از اون مجددا تقسیم می شیم. اصولا بعد از تقسیم - با توجه به انتقال از رسته پیاده به رسته اداری پرسنلی - باید در بخشهای اداری مراکز نظامی خدمت کنیم. اما ممکنه بر حسب نیاز در بخشهای دیگه هم از ما استفاده بشه. محل خدمت من هم به امید حضرت حق ولایت خودم خواهد بود. این دوره هم برای خودش تا به حال خوب و به درد بخور بوده. امیدوارم تا آخر هم همینطور باشه.

یکی دو هفته اخیر و مخصوصا همین ایام مرخصی حرکتهایی در درونم اتفاق افتاده که باعث شده کمی عمیقتر به بعضی مسائل فکر کنم. و نتیجه اینکه به یه آرامش خاصی دست پیدا کردم. می شه گفت یه سری دغدغه های فکری از سرم باز شدن. خیالم از بعضی جهات راحت شد.

خیلی مهمه که آدم بتونه بین هدف و ابزارهای رسیدن به هدف تمایز قائل بشه. گاهی ما به اشتباه ابزار رسیدن به هدف رو هدف قرار می دیم. یا اینکه وقتی به یه ابزار دسترسی پیدا نمی کنیم، خیال می کنیم دیگه به هدفمون نمی رسیم. غافل از اینکه شاید بشه از یه ابزار دیگه استفاده کرد. چیزهایی مثل ازدواج با فرد خاص یا کلا ازدواج، تحصیلات در رشته خاص یا کلا تحصیلات، دیانت از مرتبه خاص یا کلا دیانت، اشتغال در شاخه و رده خاص یا کلا اشتغال و . . .

این مساله حداقل باید برای خودم شفاف و مشخص باشه که چی رو  هدف می دونم. اینطوری می فهمم که چی برام صرفا حکم یه ابزار یا مسیر برای نیل به اون هدف رو داره. حالا اینکه کدوم ابزار مهمتر و کاراتره و کدوم مسیر بهتر و سریعتر من رو به سمت مقصد حرکت می ده یه بحث جداست.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شنبه، 25 مهر ماه 1388، ساعت 23:47 - c.p.a
خیلی خوبه.
فقط اون هدفتون رو فراموش نکنین یه موقع ها!همون که میخواد با شریف رقابت کنهما منتظریم.
نام:  
پست الکترونیک:  (خصوصی)
وب سایت:

متن پیام:

 

 [حذف مشخصات]
کد تصویری: