امروز فرصتی پیش اومد که بعد از مدتها "باز هم زندگی" شبکه چهار رو ببینم. اجرای شیرین بیژن بیرنگ (خانه سبز رو یادتون هست؟ دنیای شیرین؟ همسران؟ چاق و لاغر؟ مجید دلبندم؟) و حضور محمد صالح اعلا (مجری خوش صحبت دو قدم مانده به صبح) به عنوان میهمان - و خیاط در کوزه افتاد - لحظات شیرینی رو به ارمغان آورد.
یه جایی صالح اعلا یه حرف جالب زد: قیمت ترانه گفتن من بالاست. چون باعث می شه تهیه کننده یا سرمایه گذار ترانه، توجه بیشتری به اون بکنه. دقت بیشتری خرج بده، خواننده بهتر، امکانات ضبط صدای بهتر و . . .
این حرفها من رو یاد حرفهای دکتر کریمپور انداخت. استادی که روزهای آخر دانشگاهم درس ساختمان داده رو با ایشون داشتم و خاطرات عجیب و غریبی هم از کلاسشون دارم! ایشون یه جا به ما گفتن: اگه برای تدریس خصوصی رفتید خونه یه پولدار، اصلا نترسید و ناراحت نشید از اینکه برای کارتون قیمت بالا بدید. چون اگه کم باشه، فردا پدر به پسرش می گه: «ببین. این بدبخت رفته لیسانس و فوق لیسانس گرفته. اونوقت اومده ساعتی پنج هزار تومن درس می ده. من یه ساعته خیلی بیشتر از اینها در می یارم. اونوقت تو هی واسم خرج درست کن و معلم خصوصی بگیر، که درس بخونی». اما اگه قیمت بالا داده باشید: «ببین. این آقا رفته لیسانسش رو گرفته. می یاد اینجا و یه ساعت بهت درس می ده. مامانت با چای و بیسکویت ازش پذیرایی می کنه. به وقتش دعوات می کنه. آخرش هم صد هزار تومن می ذاره جیبش و می ره. بیشتر از درآمد یه ساعت من. اونوقت تو درس نخون»!
پی نوشت اول: این جملات، عین جملات محمد صالح اعلا یا جابر کریمپور نیستن.
پی نوشت دوم: سوء تفاهم نشه. صالح اعلا این رو هم گفت که هرگز برای پول کاری انجام نداده.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------