یکشنبه، 11 بهمن ماه 1388، ساعت 18:33
از همون دوره ابتدایی تابلو بود که استعداد ریاضی من خوبه. اما شروع توجه بیشتر من به این موضوع برمی گرده به دوم دبیرستان. در اون سال به پیشنهاد نادر مسابقات المپیاد ریاضی شرکت کردم. همین مساله باعث شد توجه بیشتری به این قضیه داشته باشم. ناصر هم کمکم کرد تا خانه ریاضیات پروفسور هشترودی - نام و یادش گرامی - ثبت نام کنم و از کتابخونه و کلاسهای بسیار مفید اونجا در محضر اساتید بزرگی مثل دکتر سیفلو، دکتر مهرورز، دکتر پوررضا، دکتر تومانیان، سرکار خانم حسن زاده و جناب آقای فخفوری استفاده کنم.
از همون خانه ریاضیات بود که با نشریه همراه با ریاضی آشنا شدم. بعد از مدتی چند مطلب آموزشی برای چاپ در نشریه آماده و ارسال کردم. این مطالب بعد از دیدار حضوری من با مدیر مسئول نشریه یکی یکی چاپ و منتشر شدن. جناب آقای حسینی یکی از بزرگ مردانی هستن که هرگز هرگز هرگز لطفهای بی کرانشون رو فراموش نمی کنم. ایشون هم مثل مهندس اسکندری از همون روزهای اول آشنایی و با وجود عدم شناخت کافی، به من اعتماد کردن و با دادن فضای مناسب فعالیت، کمکم کردن قدمهای بزرگی رو بردارم.
سالی که کنکور داشتم، آقای حسینی ازم خواستن روی آماده سازی یه ویژه نامه کنکور کار کنم. من هم طرح پیشنهادی خودم رو ارائه دادم که مورد موافقت ایشون قرار گرفت. هم درسهای خودم رو می خوندم و هم برای این ویژه نامه سوالات درسی مفید و نکته داری رو به صورت ترکیبی از سوالات کنکورهای سالهای قبل و سوالات تالیفی خودم آماده می کردم. برای تهیه سوالات بچه های تجربی و انسانی کتابهای درسی و کنکوری اونها رو هم مطالعه کردم.
و دانشگاه . . .
بین ریاضیات کاربردی دانشگاه تبریز و مهندسی برق دانشگاه آزاد تبریز اولی رو به خاطر علاقه بیشترم انتخاب کردم. ترمهای اول اوضاع خوب بود. به قول امروزی ها حسابی ترکوندم. اما در ادامه . . . بماند که چرا اونطور شد.
ورودم به دانشگاه و بعد از اون به دنیای وبلاگ نویسی باعث شد کم کم با دوستان ریاضی نویس زیادی آشنا بشم. محمد صادق، میلاد، آرزو، فاطمه، حمید و خیلی های دیگه. بعد از مدتی همه این دوستان و چند نفر دیگه کنار هم جمع شدن و لبخند ریاضی رو با ساختار جدید شروع کردن. من هم به عنوان یه ریاضی خوان آشنا به مباحث کامپیوتر دعوت به همکاری شدم. در طول مدت همکاری چند مطلب آموزشی ارائه دادم و بهار امسال همزمان با بسته شدن وب سایت برنامه نویسی و طراحی الگوریتم، از همکاری با اون وب سایت هم کنار کشیدم.
وقتی از دانشگاه بیرون اومدم، بعضی ها این اتفاق رو به حساب بی علاقگی یا بی استعدادی من در زمینه ریاضیات گذاشتن. شاید عجیب باشه که بعد از همه اونچه که بر من گذشته، من هنوز خالصانه به این علم پایه ای عشق می ورزم. اما برای من اصلا عجیب نیست. چون از نظر من هیچ کدوم از این قضایا ربطی به ریاضیات نداشت. من هنوز هم این رشته رو دوست دارم و علیرغم اینکه در ظاهر فعالیت کامپیوتری من زیاده، اما اگر قرار باشه اساس کل تحولات زندگی خودم رو با واژه های کوتاهی بیان کنم، می گم: فلسفه، عرفان، ریاضیات.
چند وقتیه به سرم زده دوباره نوشتن در این حوزه رو شروع کنم. منتظر فرصت مناسب برای تصمیم گیری هستم.